بازاریابی محتوایی – بخش دوم

بازاریابی محتوایی در برابر بازاریابی سنتی

وقتی از بازاریابی سنتی صحبت می‌کنیم در حقیقت به روش‌هایی اشاره داریم که تعامل محور نیستند.

به بیان دیگر باید گفت که در روش‌های قدیمی ‌تر بازاریابی کسب و کارها چندان موضوعیتی به مشتریان و جامعه مخاطبان خود‌ نمی‌دادند.

تنها در صدد بودند با تبلیغات پیاپی و مستمر خود آن‌ ها را بمباران کنند!

اما به تدریج توسعه کسب و کارها و افزایش تعداد آن‌ها سبب شد تا افراد از تبلیغات یک سویه خسته شوند و در عوض به دنبال راه ‌هایی برای افزایش آگاهی درباره محصولات مورد نیاز خود باشند.

در دنیای امروز افرادی که قصد خرید محصولی را دارند، دیگر به ظواهر تبلیغاتی اهمیت‌ نمی‌دهند، چون تجربه‌های ناموفق خرید به آن‌ها نشان داده که در بسیاری از مواقع پشت این تبلیغات رنگارنگ و بیلبوردهای بزرگ محصول با کیفیت و قابل عرضه ای وجود ندارد.

در عوض آن‌ها ترجیح می‌دهند از قبل درباره محصولات آگاهی کسب کنند و در تصمیم‌گیری ‌ها اطلاعات محصول، ویژگی‌های منحصر به ‌فرد و تفاوت آن محصولات مشابه را لحاظ کنند.

در بازاریابی سنتی کسب و کارها تنها می‌توانند افراد را از وجود خود و وجود محصولات خود آگاه کنند، اما بازاریابی محتوا به کسب و کارها کمک می‌کند تا از مشتریان خود مراقبت کنند.

بازاریابی سنتی در عصر حاضر تأثیرگذاری چندانی ندارد و تجربه نشان داده که تنها باعث از بین رفتن منابع مالی و اتلاف زمان برای یک برند می‌شود.

یک بازاریاب محتوا به دنبال راه ‌های بهتر برای جذب مشتری است و سعی می‌کند به جای آن که صرفاً محصولات یا خدمات خود را به صورت یک طرفه برجسته سازد.

محتوا و اطلاعات مرتبط و مفیدی را درباره آن‌ها تولید کند و آن‌ها را به‌گونه‌ای نشر دهد که مخاطبان با میل و علاقه خود تصمیم به مطالعه آن‌ها بگیرند.

در حقیقت یک بازاریاب محتوا به مشتریان خود دیدگاه‌ها و راهکارهایی را ارائه می‌دهد تا آن‌ها بتوانند در حل مسائل و مشکلاتشان از این دیدگاه‌ها کمک بگیرند.

ضرورت استفاده از بازاریابی محتوایی

همان‌طور که می‌دانیم اصلی ‌ترین کارکرد بازاریابی محتوایی را به طور خلاصه می‌توان جذب مشتری دانست.

بنا بر این برای درک ضرورت بازاریابی محتوا قبل از هر چیز باید نسبت به فرآیند تصمیم‌گیری و انتخاب محصول از سوی مشتری آگاهی پیدا کنیم و ببینیم که چه اتفاقی در این فرآیند می‌افتد.

برای پیاده ‌سازی بازاریابی محتوا باید دانست که هر خرید از ابتدا تا انتها دارای چهار مرحله است که به ترتیب عبارتند از:

اطلاع، پژوهش، توجه و خرید.

دو مرحله اول یعنی اطلاع و پژوهش کلیه فعالیت‌هایی را در برمی‌گیرد که افراد در خلال آن ‌ها نسبت به یک برند شناخت پیدا می‌کنند.

همچنین پژوهش در یک معنا به پژوهش‌های بازار مربوط می‌شود.

بازاریابی سنتی در دو مرحله اول می‌تواند نسبتاً موفق عمل کند اما پس از این دو مرحله از کارایی کافی برای حفظ و مراقبت از مشتریان برخوردار نیست.

در بازاریابی محتوا دو مرحله اول فرآیند خرید از طریق آشنایی با راه حل‌ ها و آموزش مصرف کنندگان اجرا می‌شود و در مورد یک محصول که ممکن است قبل از آن هرگز مورد توجه قرار نگرفته باشد، می‌تواند معرفی را به خوبی انجام دهد.

همین حفظ و مراقبت از مشتریان که نقطه قوت بازاریابی محتوا محسوب می‌شود، بازده سرمایه گذاری را برای این نوع از بازاریابی بسیار افزایش می‌دهد.

زیرا در بازاریابی محتوا مطالب تولید شده شبکه های اجتماعی را تغذیه می‌کنند و در بلند مدت باعث ایجاد پیوندهای طبیعی و محتواهای پربار در وب سایت می‌شوند.

از آنجایی که این مطالب جز با میل صاحبان کسب و کار هیچ گاه حذف‌ نمی‌شوند، همواره در سایت و به تبع در حافظه موتورهای جستجو باقی خواهند ماند و محل ارجاع گروه‌ها و افراد مختلف قرار خواهند گرفت.

باید توجه داشت که بازاریابی محتوا پایه ای است که از طریق آن بتوان کمپین‌های بازاریابی دیگری را ایجاد کرد.

در حقیقت بازاریابی محتوا را می‌توان به دکور و اسباب و وسایل یک خانه نظیر فرش، دکوراسیون، مبلمان و … تشبیه کرد، تا زمانی که یک خانه از چنین تجهیزاتی برخوردار نباشد،‌ نمی‌توان میهمانانی را به آن دعوت کرد.

در یک کسب و کار و یا سایت اینترنتی نیز تا زمانی که محتوایی وجود نداشته باشد،‌ نمی‌توان از کسی انتظار علاقه به برند و یا خرید از آن را داشت.

بازدید کنندگان سایت حتی اگر برای بار اول هم به سایت کشانده شوند، وقتی با یک سایت خالی مواجه شوند، هیچ‌گاه برای بار دوم به آن سایت وارد نخواهند شد.

بنابراین بدون بازاریابی محتوایی تقریباً تمام فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی دیگر بدون نتیجه خواهد بود.

بازاریابی محتوایی را می‌توان به دکور و اسباب و وسایل یک خانه نظیر فرش، دکوراسیون، مبلمان و … تشبیه کرد، تا زمانی که یک خانه از چنین تجهیزاتی برخوردار نباشد،‌ نمی‌توان میهمانانی را به آن دعوت کرد.

در یک کسب و کار و یا سایت اینترنتی نیز تا زمانی که محتوایی وجود نداشته باشد،‌ نمی‌توان از کسی انتظار علاقه به برند و یا خرید از آن را داشت.

چگونگی تاثیر بازاریابی محتوایی بر موفقیت کسب و کار

حال که ضرورت آن توضیح داده شد، در این بخش می‌خواهیم ببینیم که این روش بازاریابی چگونه منجر به ایجاد ارزش برای یک کسب و کار می‌شود و تعداد مشتریان را افزایش می‌دهد.

در ادامه برخی از موارد را به طور خلاصه ذکر خواهیم کرد.

افزایش ترافیک سایت

اگرچه بالا بودن ترافیک یک سایت لزوماً به معنای موفقیت نیست، اما به هرحال تأثیر زیادی بر موفقیت یک کسب و کار دارد.

ممکن است بخش زیادی از افرادی که وارد سایت می‌شوند، به هر دلیلی غیر از خرید محصول در سایت حضور داشته باشند.

برخی از آن‌ها حتی ممکن است به دلایل مختلف اشتباهی به یک سایت آمده باشند. اگر پیاده‌سازی استراتژی محتوا برای یک سایت به درستی انجام شود.

احتمال بسیار زیادی وجود دارد که این بازدیدکنندگان در بارهای بعدی نیز به سایت مراجعه کنند.

هرچقدر مطالب بارگذاری شده بر روی یک سایت بیشتر باشد، احتمال آن که ترافیک بیشتری را برای سایت به ارمغان بیاورد، بیشتر خواهد بود.

بهینه سازی سایت و سئو

پرداختن به SEO  در بازاریابی محتوایی مسئله‌ای است که می‌تواند یک سایت را برای موتورهای جستجو خاص کند.

محتواهایی که عالی باشند، مورد توجه گوگل قرار خواهند گرفت و به دیگران معرفی خواهند شد.

بنابراین در نتیجه بازاریابی محتوا شما یک تبلیغات چند صد میلیون نفری توسط گوگل خواهید داشت که در ازای آن هیچ‌گونه هزینه ای پرداخت نکرده‌اید.

با این نگاه می‌توان هزینه‌های بازاریابی محتوا را به عنوان هزینه سپردن تبلیغات به گوگل تصور کرد! بنابراین با یک دودوتا چهارتای ساده متوجه خواهید شد که هزینه ای که برای رشد کسب و کار خود و تصاحب جایگاهی برتر در گوگل به ازای تولید محتوا پرداخت کرده‌اید، بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کنید، ارزش آفرین خواهد بود.

در ادامه این مقاله به طور مفصل به مسئله چیستی سئو و اهمیت آن خواهیم پرداخت.

ادامه دارد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *